شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى

11

مجمع الاحكام ( فارسى )

مسائل تاريخى و جغرافيايى را حل مىكند . در احكام نجوم ساختار اجتماعى و حتى حرفه‌ها و اشتغالات مشخص يك جامعه منعكس شده است . از همين‌جا است كه مىتوان دريافت اين باور متعلق به كدام بخش از جهان متمدن است . در اين احكام نام حيوانات ، درختان ، گياهان ، محصولات و چيزهاى ديگرى آمده است كه همهء آن‌ها متعلق به منطقهء معتدله در غرب آسيا است . اگر احتمالا در جايى نام گياه يا حيوانى آمده است كه در اين بخش از جهان وجود ندارد ، علت را بايد در دو پديده يافت ، يا آن حيوان يا گياه در اين منطقه وجود داشته و از بين رفته ( مثل شير ايرانى ) يا نويسندهء دورهء اسلامى خواسته است جامعيت اطلاعات خود و در نتيجه شمول احكام نجوم را نشان دهد ، و به همين دليل چنين مواردى اندك و بلكه كمياب است . بديهى است كه با تحولات اجتماعى ، دلالت بسيارى از احكام نجوم از اثر مىافتد و بىمعنى مىشود ، مثلا اغلب گفته‌اند كه اگر طالع سال حمل باشد ، در كشورها ( شهرها ) ئى كه به حمل منسوب است ، شاهان قوى پديد آيند ، پادشاه عراق ضعيف مىشود و پادشاه هندوستان قوى . اگر تحول در نحوهء حكومت‌ها در قرون ميانه صورت مىگرفت ، اهل تنجيم مجبور مىشدند در احكام خود تجديد نظر كنند . اما اگر چنين نمونه‌اى نداريم ، نمونه‌هاى ديگرى در دست است كه گوياى تحولات اجتماعى و اثر آن در اعتقادات تنجيمى است . از آنجا كه عمدهء اين اختلافات در آثار ايرانى ديده مىشود ، ناچار بايد پذيرفت كه اين‌گونه باورها و در نتيجه دانش‌هائى كه پشتوانهء آن‌ها است ( حساب ، هندسه و نجوم ) در همين نقطه از جهان داراى كهن‌ترين سابقه‌ها و بيشترين پيشرفت‌ها ( تا دورهء مغول ) است . هم‌اكنون در ايران ماه را نر ( ماده ) و خورشيد را ماده ( خانم ) مىشمرند . اين روايت اصيل‌تر و كهنه‌تر و متعلق به جامعهء مادرسالارى است ، آن‌جا كه قدرت اصلى خانواده با مادر بوده است . در آثار تنجيمى و